یامعین الضعفاء |
سؤالی از آیت الله مکارم شیرازی
سؤال
ازدواج فرزندان آدم و حوّا چگونه بوده، آیا خواهر و برادر با هم ازدواج کرده اند یا ازدواج آنان به صورت دیگری بوده است؟
در این باره در میان دانشمندان اسلامی دو نظر وجود دارد و هر کدام برای خود دلایلی از قرآن و روایات ذکر کرده اند. اینک ما هر دو نظر را بطور اجمال در این صفحات نقل می کنیم:
1- در آن زمان هنوز قانون تحریم ازدواج خواهر و برادر از طرف خداوند قرار داده نشده بود و چون راهی برای بقای نسل بشر غیر از این راه نبود، از این جهت ازدواج آنان با یکدیگر صورت گرفته است; ناگفته پیداست که دستگاه قانونگذاری از آن خداست «اِنِ الْحُکْمُ اِلاّ لِلَّهِ; حکم تنها از آن خداست.»(1)
چه اشکال دارد که بطور موقّت برای گروهی از راه ضرورت این گونه ازدواج در آن زمان بلامانع و مباح باشد و برای دیگران عموماً تحریم ابدی شود؟
طرفداران این نظریّه از ظواهر قرآن با این آیه برای خود دلیل می آورند: «وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالا کَثِیراً وَ نِسااًو از آن دو، مردان و زنان فراوانی (در روی زمین) منتشر ساخت».(2)
ظاهر این آیه می گوید که نسل بشر فقط به وسیله این دو تن به وجود آمده است و اگر غیر از این دو در بقای نسل او دخالت داشتند باید بفرماید «وبث منهما و من غیر هما» یعنی به وسیله این دو و غیر آنان... .
علاوه بر این، در روایتی که مرحوم طبرسی آن را در احتجاج از امام سجّاد(علیه السلام) نقل می کند این مطلب تأیید شده است.
2- نظر دیگر این است: چون ازدواج فرزندان آدم با یکدیگر ممکن نبوده - زیرا ازدواج با محارم یک عمل قبیح و زشت است - فرزندان آدم با دخترانی از نژاد نسل دیگر که در روی زمین بودند ازدواج کردند، بعداً که فرزندان آنها با هم پسر عمو شدند زناشویی میان خود آنان صورت پذیرفت و این نظر را نیز بعضی از روایات تأیید می کند، زیرا نسل آدم، نخستین انسان روی زمین نبوده، بلکه پیش از او نیز انسانهایی در زمین زندگی می کرده اند.
حاصل این که: ممکن است گفته شود که پسران آدم با بقایای انسانهای پیشین که قبل از خلقت آدم و حوّا در روی زمین زندگی می کردند، ازدواج کرده اند و از گفتگوی خدا با فرشتگان درباره آفرینش آدم در روی زمین استفاده می شود که قبل از آدم و حوّا انسانهایی در روی زمین زندگی می کردند و این حقیقت از روایات نیز استفاده می شود.
1. سوره یوسف، آیه 40.
2. سوره نساء، آیه 1.
[ یکشنبه 90/12/7 ] [ 6:57 عصر ] [ فولادپور ]
محمد بن حسن جهرودی طوسی مشهور به خواجه نصیرالدین طوسی در تاریخ 15 جمادی الاول 598 هجری قمری در طوس ولادت یافته است. او به تحصیل دانش علاقه زیادی داشت و از دوران کودکی جوانی در علوم ریاضی و نجوم و حکمت سرآمد شد و از دانشمندان معروف زمان خود گردید. طوسی یکی از سرشناسترین و با نفوذترین چهرههای تاریخ فکری اسلامی است. علوم دینی و علوم عملی را زیر نظر پدرش و منطق و حکمت طبیعی را نزد خالویش بابا افضل ایوبی کاشانی آموخت. تحصیلاتش را در نیشابور به اتمام رسانید و در آنجا به عنوان دانشمندی برجسته شهرت یافت. خواجه نصیرالدین طوسی را دستهای از دانشوران خاتم فلاسفهای و گروهی او را عقل حادی عشر (یازدهم) نام نهادهاند. [ چهارشنبه 90/12/3 ] [ 9:12 صبح ] [ فولادپور ]
هر کس را در گور خودش می گذارند!
وقتی قرآن کریم ملاک بهترین ملتها را در طول تاریخ بیان میکند ملت و کشوری را بهترین ملت میداند که از سه ویژگی منحصر به فرد برخوردار باشند : 1)امر به معروف 2)نهی از منکر 3)ایمان به خداوند
![]()
در روز های اخیر وقتی که بازیگر ایرانی سینمای هالیوود بدن خود را با جسارت تمام در برابر میلیونها دوربین برهنه کرد و برخی مسائل دیگر که موجب رنجش خاطر بعضی افراد شد اتفاق افتاد جملاتی عجیب و غریب بر سر زبانها ظهور و بروز کرد بعضی مخالف این حرکتها و کارها بودند و برخی موافق این کار و در جواب هر انتقادی به این مسائل در نظرات و کامنت ها و نوشتهها و مقالات خود میگفتند : 1)این مسائل اصلا به شما ربطی نداره 2)هر کسی رو تو گور خودش میزارند 3)من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش هر کسی آن درود عاقبت کار، که کشت. و با به زبان آوردن این جملات میخواستند مهر صحت و درستی بر اعمال این افراد بزنند و از طرفی این جملات بهانه خوبی برای خودشان نیز باشد تا در مواقعی که دست به اشتباهی زدند که شرع و عرف آنها را نمیپسندد این جمله های به ظاهر زیبا را به زبان بیاورند و خود را از هر گونه خطا و اشتباهی مبرا کنند . آیا واقعا این جملات درسته و هر کسی مسئول اعمال خودش در جامعه است و کارهای افراد هیچ ربطی به یکدیگر ندارد و هر کسی هر کاری دلش خواست میتواند انجام بدهد ؟ این عقیده خطرناکی است که قرآن کریم به شدت با آن به مبارزه برخواسته است و در آیات متعددی بی اعتنایی به رفتار و کردار افراد در جامعه را به عنوان یک معضل بزرگ هشدار داده است. هشداری که با رعایت نکردن آن زندگی بشریت در لجن زار خسران و زیان غرق میشود و کاملا از بین میرود . (وَ الْعَصْرِ .إِنَّ الْإِنْسانَ لَفی خُسْرٍ. إِلاَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ : سوگند به عصرِ [غلبه حقّ بر باطل]، که واقعاً انسان دستخوشِ زیان است؛ مگر کسانی که گرویده و کارهای شایسته کرده و همدیگر را به حقّ سفارش و به شکیبایی توصیه کردهاند. »(عصر 1-3) مضمون این آیات این است که اگر امر به معروف و نهی از منکر در جامعه نباشد و افراد یکدیگر را به حق و صبر توصیه و سفارش نکنند و در برابر رفتار یکدیگر کاملا بی توجه باشند همچنین خود نیز پندپذیر نباشند، این جامعه با ضرر و زیانهای زیادی مواجه است و به فرموده قرآن کریم در خسران به سر میبرد . منطق قرآن کریم اعضای یک جامعه مانند اعضای یک جامعه پیوند ناگسستنی با یکدیگر دارند و رفتار هر کسی میتواند بر جامعه تاثیر خاصی داشته باشد و به همین خاطر نسخه های طلایی قرآن در موارد زیادی افراد را از بی توجهی در مقابل اشتباهات دیگران منع و نهی کرده است و یکی از اسرار خوشبختی و سعادت جامعه را عدم بی تفاوتی در قبال اشتباهات دیگران میداند
خسران و زیانی که جوامع غربی را به فکر فرو برده است تا با تمام تلاش و توان خود این زیان را از زندگی خود برطرف کنند و به همین خاطر به بررسی و جستجو برای یافتن راه حلی برای این معضل پرداختند و کتابهای متعددی در این زمینه نوشته شده که یکی از آنها کتابی است با نام (اندیشه امر به معروف و نهی از منکر در اسلام).
داستان نوشتن این کتاب از آنجا آغاز شد که روزی در یکی از ایستگاه های مترو در آمریکا یک مرد، زنی را مورد اذیت و آزار قرار میدهد و در تمام این مدت که زن از مردم کمک میخواسته است همه با بی اعتنایی کامل از این صحنه عبور میکردند و حتی یک نفر هم به این زن کمک نکرده بود. جامعه شناسان آمریکایی این مساله را یک معضل بزرگ در جامعه دانستند و دولت نیز بودجه ای را برای بررسی علت این اتفاق تصویب کردند. نویسنده کتاب که مایک کوک نام دارد میگوید در یکی از همایشها، یک دانشمند مسلمان اندیشه ای را مطرح کرد که این اندیشه ایجاب میکند که افراد در جامعه نسبت به هم بی خیال نباشند و نوعی دغدغه عمومی را برای همه افراد در برابر کارهایشان در جامعه به وجود میآورد. و بعد از این اتفاق مایک کوک نوشتن کتاب (اندیشه امر به معروف و نهی از منکر در اسلام) را آغاز میکند . آری در منطق قرآن کریم اعضای یک جامعه مانند اعضای یک جامعه پیوند ناگسستنی با یکدیگر دارند و رفتار هر کسی میتواند بر جامعه تاثیر خاصی داشته باشد و به همین خاطر نسخه های طلایی قرآن در موارد زیادی افراد را از بی توجهی در مقابل اشتباهات دیگران منع و نهی کرده است و یکی از اسرار خوشبختی و سعادت جامعه را عدم بی تفاوتی در قبال اشتباهات دیگران میداند . (وَ لْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّةٌ یَدْعُونَ إِلَی الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ : و باید از میان شما، گروهی، [مردم را] به نیکی دعوت کنند و به کار شایسته وادارند و از زشتی بازدارند، و آنان همان رستگارانند.)(آلعمران : 104) و از طرفی وقتی قرآن کریم ملاک بهترین ملتها را در طول تاریخ بیان میکند ملت و کشوری را بهترین ملت میداند که از سه ویژگی منحصر به فرد برخوردار باشند : 1) امر به معروف 2) نهی از منکر 3) ایمان به خداوند
(کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لَوْ آمَنَ أَهْلُ الْکِتابِ لَکانَ خَیْراً لَهُمْ مِنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَ أَکْثَرُهُمُ الْفاسِقُونَ : شما بهترین امتی هستید که برای مردم پدیدار شدهاید: به کار پسندیده فرمان میدهید، و از کار ناپسند بازمیدارید، و به خدا ایمان دارید. و اگر اهل کتاب ایمان آورده بودند قطعاً برایشان بهتر بود؛ برخی از آنان مؤمنند و[لی] بیشترشان نافرمانند.( آلعمران: 110) همچنین خداوند متعال بندگان ویژه و موفق و نیکوکار را کسانی میداند که در برابر رفتار دیگران در جامعه بی تفاوت نباشند و همه دست در دست هم دهند تا جامعه ای سالم و الگو و عاری از هر گونه خطا و اشتباه را برای خود بسازند و به راستی که زندگی در این جامعه چقدر لذت بخش است . (یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ یُسارِعُونَ فِی الْخَیْراتِ وَ أُولئِکَ مِنَ الصَّالِحینَ: به خدا و روز قیامت ایمان دارند؛ و به کار پسندیده فرمان میدهند و از کار ناپسند بازمیدارند؛ و در کارهای نیک شتاب میکنند، و آنان از شایستگانند.)( آلعمران : 114)
[ دوشنبه 90/12/1 ] [ 7:37 عصر ] [ فولادپور ]
|
||